خرید بک لینک
نداشتن قابلیتات بهانه بیشتر ماست برای حرکت نکردن می گیم اگر تواناییات مشخصی داشتم کاری می کردم کارستون ولی طبیعت حرف دیگه ای داره می گه اگر پر از زندگی باشی هر جایی رو تبدیل به فرصتات می کنی +یه حس خوب،یه شب اروم و قشنگ، یه شام بی نطیر تو رستوران یه جشن کوشولو به بهانه ی شب عشق تویه خونه کوشولو،یه پدر و پسر عاشق و مهربون با یه عالــــــــــــــمه جایزه که همیشه منو شرمنده لطفشون میکنن :)))))))))))))) اینها رو با هیچی نمیشه عوض کرد + به شدت از مردای قدکوتاه و بی خاصیت که اتفاقا اعتماد ب

برچسب: نویسنده: مهراد فدایی تاريخ: دوشنبه 26 مرداد 1405 ساعت: 4:22

غرق در افکار و غوطه ور در خیالات، پشت لپ تابم نشسته ام. دست چپم را به یاری سرم فرا خوانده ام تا ستونی باشه. مبادا تاب و تحمل سنگینی افکار درونش را نداشته باشه و فرو بریزه. طی الارض افکارم مرا را به 5_6 سال پیش میکشونه،زمانی که خیلی دوران خوبی برام بود. یه چندروزیه بجوری یاد حاج رضا یکی از دوستای قدیمی افتادم. یادش بخیر چقدر اذیتش میکردم،اذیتم میکرد.گاهی وقتا واقعا تو کل کل باهاش کم می آوردم اینجور وقتا واقعا حرص میخوردم و میخواستم هرجوری که هست تلافی کنم. وقتی میخواست از این شهر بره از هم دلخور

برچسب: نویسنده: مهراد فدایی تاريخ: دوشنبه 26 مرداد 1405 ساعت: 4:22

هنوز روی خیلی چیزها تاکید دارم.هنوز اصرار دارم کتابی رو که تهیهم حتی اگه قصه اش جذبم نکنه تا به آخر بخونمش حتی با شکنجه ی زیاد.هنوز اصرار دارم تا وقتی خوندن همه ی کتابایی که خریداریم تموم نشدن کتاب تازه ای نخرم، هنوز هم از خیابون های شلوغ بیزارم و هیچ وقت چای رو با قند نمی خورم. هنوز هم مثل بچگیا دوست دارم کتابامو افقی بچینم تا بیشتر به نظر بیان.هنوز هم هنوز هم نمی تونم از آبخوری های پارک آب بخورم. هنوز هم یاد نگرفتم چطوری خیلی بی عیبُ نقص سوت بزنم، هنوز هم مثل بچگیا همچین که یه خورده هوا سرد می

برچسب: نویسنده: مهراد فدایی تاريخ: دوشنبه 26 مرداد 1405 ساعت: 4:22

صفحه بندی